محمد تقي المجلسي ( الأول )

381

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

كرده‌ايد اينك آمده‌ام به خدمت و مىكنم آن چه را مىفرماييد ، امّا مىبايد كه مقصود جواب دعوت حق سبحانه و تعالى باشد بالأصالة ، و جواب أنبيا به رسالت است از جانب الهى ، و ممكن است كه وجه چهار تلبيه اين باشد كه چهار دعوت شده است از پيغمبران با دعوت الهى و ليكن در وقت گفتن مىبايد مقصود بالذات از خطابها همه حق سبحانه و تعالى باشد ، و در جميع فصلهاى تلبيه مىبايد كه يكى در أول باشد و يكى در آخر و بر آن وقف كنند ، و ديگر ابتدأ نمايند به لبيك لا شريك لك لبيك و على هذا تا به آخر ، و چون وصل كنند مىبايد كه حركت همزه جلاله را بيندازند بر خلاف آن چه متعارف خواص و عوام است كه وقف به حركت مىكنند و وصل به سكون و به حركت جلاله ، و ظاهر آنست كه هر گاه تلبيه را درست نگويند احرام منعقد نمىشود و ترجمه اش اينست كه لبيك به خدمت آمده‌ام خداوندا لبيك ، و ديگر به خدمت ايستاده‌ام كه هر چه بفرمايى به جاى آورم به خدمت ايستاده‌ام اى خداوندى كه ترا شريك نيست ديگر به خدمت ايستاده‌ام به درستى كه جميع محامد مخصوص تست چون حمد به إزاء نعمت و عظمت است و آن هر دو مخصوص تست و از اين جهت است كه آن را بكسر خوانده‌اند و بفتح ، و بنا بر فتح بمعنى لان است يعنى از اين جهت به خدمت ايستاده‌ام كه حمد را گاهى به إزاء بزرگوارى مىكنند چنان كه دأب مقربان است و گاهى به إزاء نعمت مىكنند چنان كه دأب ناقصان است ، و چون هر دو مخصوص اوست پس واجبست كه من به خدمت ايستم ، و بنا بر كسر لطفش بيشتر است زيرا كه كلامي جدا مىشود و مستلزم معنى أول نيز هست . و ترجمه اينست كه به درستى كه جميع محامد كه مستلزم جميع كمالات است ، و آن كه أصل حمد نيز از تست و نعمتها از تست و پادشاهى